top of page

آیا می‌توان بدون حذف درد، رشد کرد؟ روایتی از پذیرش در Vita Senses Therapy

مقدمه

آیا تا به حال به این فکر کرده‌ای که چرا با وجود تمام تلاش‌ها برای «بهتر فکر کردن»، هنوز بعضی دردها از بین نمی‌روند؟

سال‌هاست در روان‌درمانی و در فضای عمومی به ما گفته می‌شود که باید افکار منفی را تغییر دهیم، جایگزین کنیم یا از بین ببریم. اما واقعیت این است که بسیاری از دردهای انسانی—غم، اضطراب، ترس، حس ناتوانی—قرار نیست به‌سادگی حذف شوند.

در تجربه‌ی شخصی و حرفه‌ای من، هم به‌عنوان یک روانشناس و روان‌درمانگر و هم به‌عنوان انسانی که با چالش‌های واقعی زندگی روبه‌رو بوده است، به این نتیجه رسیده‌ام که رشد لزوماً از حذف درد شروع نمی‌شود. گاهی درست برعکس؛ رشد زمانی آغاز می‌شود که بتوانیم درد را ببینیم، بشنویم، لمس کنیم و بدون جنگیدن با آن، راهی برای ادامه‌ی زندگی پیدا کنیم.

رویکرد Vita Senses Therapy دقیقاً از همین نقطه شکل گرفته است: پذیرش تجربه‌های انسانی همان‌طور که هستند، و استفاده از حواس و هنر برای ساختن معنا، توانمندی و حرکت رو به جلو. در این مقاله، روایتی متفاوت از پذیرش را می‌خوانید—روایتی که به‌جای انکار درد، آن را به بخشی از مسیر رشد تبدیل می‌کند.


چرا حذف درد همیشه کار نمی‌کند؟

افسانه‌ی «باید همیشه قوی باشی»

در بسیاری از فرهنگ‌ها، به‌ویژه در میان خانواده‌های مهاجر، این باور عمیق وجود دارد که انسان باید همیشه قوی باشد. نباید بشکند. نباید گریه کند. نباید دردش را نشان دهد. این پیام‌ها معمولاً با نیت خوب منتقل می‌شوند، اما نتیجه‌ی آن‌ها اغلب چیزی جز سرکوب هیجانات نیست.

سرکوب، با کنترل هیجان تفاوت دارد. وقتی هیجانی سرکوب می‌شود، ناپدید نمی‌شود؛ فقط به شکل‌های پیچیده‌تر بازمی‌گردد: اضطراب مزمن، فرسودگی، افسردگی، دردهای جسمی یا احساس پوچی.

تفاوت پذیرش با تسلیم شدن

پذیرش به معنای دوست داشتن درد یا ماندن در رنج نیست. پذیرش یعنی دیدن واقعیت، بدون انکار و بدون اغراق.

در Vita Senses Therapy، ما به مراجعان یاد می‌دهیم که مشکل را انکار نکنند، اما در آن غرق هم نشوند، احساسات را بشناسند و به‌جای جنگ با آن‌ها، تنظیم‌شان کنند.

کنترل هیجان به معنای بی‌احساس شدن نیست. به معنای توانایی ماندن با احساس، بدون ویران شدن توسط آن است.

زندگی فقط شاد زیستن نیست

یکی از آسیب‌زننده‌ترین پیام‌های روانشناسی عامه‌پسند این است که زندگی سالم یعنی همیشه شاد بودن. این نگاه، واقعیت انسانی را نادیده می‌گیرد. هیچ انسانی در تمام طول زندگی خوشبخت نیست. هیچ انسانی کامل نیست. غم، فقدان، ترس و ناکامی بخشی از تجربه‌ی انسانی‌اند. زیبایی زندگی نه در حذف این بخش‌ها، بلکه در زیستن با تمام طیف احساسات شکل می‌گیرد.

Vita Senses Therapy چیست؟

Vita Senses Therapy یک رویکرد درمانی تجربه‌محور و پذیرش‌گراست که از ترکیب موارد زیر شکل گرفته است: روان‌درمانی استاندارد، تنظیم هیجان، استفاده‌ی درمانی از حواس پنج‌گانه، موسیقی (آواز و پیانو)، صداهای طبیعت و محیط‌های روزمره، و هنر آشپزی به‌عنوان تجربه‌ی حضور در لحظه.

این رویکرد به‌جای تمرکز افراطی بر اصلاح شناختی، به بدن، حس، تجربه و معنا توجه می‌کند. در این مسیر، فرد یاد می‌گیرد با احساساتش رابطه‌ای ایمن برقرار کند، بدنش را به‌عنوان منبع آگاهی بشناسد و دوباره با زندگی، ارتباط برقرار کند.


شش قدم تجربه‌محور در مسیر Vita Senses Therapy

قدم اول: مکث و آگاهیقبل از هر تلاشی برای تغییر، مکث می‌کنیم. از خود می‌پرسیم: الان چه احساسی دارم؟ نه برای تحلیل. نه برای قضاوت. فقط برای دیدن. نام بردن از احساس، اولین قدم تنظیم هیجان است.

قدم دوم: گوش دادن به صداها، نه افکاردر این مرحله، توجه از ذهن به حس شنیداری منتقل می‌شود. صدای نفس، محیط، طبیعت یا موسیقی. هدف آرام شدن نیست. هدف حضور است. گاهی شنیدن، پیش‌نیاز آرامش است.

قدم سوم: تجربه‌ی حسی سادهفعالیت‌های ساده‌ای مثل درست کردن چای، خوردن یک میوه یا آشپزی ساده. تمرکز بر طعم، بو و لمس، فرد را به لحظه‌ی حال بازمی‌گرداند.

قدم چهارم: اجازه دادن به بدنبدن اغلب زودتر از ذهن می‌فهمد. حرکت، آواز، نواختن یا حتی گوش دادن، بدون دانستن دلیل. در این مرحله، اعتماد به بدن شکل می‌گیرد.

قدم پنجم: معنا، نه تحلیلپرسش اصلی این نیست که «چرا این اتفاق افتاد؟» بلکه این است که این تجربه چه چیزی را به من یادآوری کرد؟ توانمندی؟ حضور؟ زنده بودن؟

قدم ششم: بازگشت به زندگیقرار نیست همه‌چیز خوب شود. فقط با همان حس تجربه‌شده، زندگی ادامه پیدا می‌کند. Vita Senses Therapy درد را حذف نمی‌کند؛ زندگی را در کنار درد، دوباره قابل لمس می‌کند.


روایت شخصی: پذیرش از دل کودکی

وقتی کودک بودم، پذیرش نابینایی برایم بسیار سخت بود. دوست داشتم مثل دیگران باشم. در محیطی زندگی می‌کردم که برای افراد نابینا دسترس‌پذیر نبود. گاهی تنها از خانه بیرون می‌رفتم، بدون توجه به خطر، فقط برای اینکه شبیه دیگران باشم. وقتی مرا به خانه برمی‌گرداندند، ساعت‌ها گریه می‌کردم.

سعی می‌کردم مثل خواهر و برادرم بنویسم. دوستی داشتم که مدت‌ها نابینایی‌ام را از او پنهان کرده بودم، تا روزی که حقیقت آشکار شد. از همان‌جا فهمیدم تظاهر، بیشتر از واقعیت درد دارد. و پذیرش، نقطه‌ی آغاز زندگی واقعی است.

امروز، هم به‌عنوان انسان و هم درمانگر، به این اصل باور دارم: ما نمی‌توانیم مشکلات را دور بریزیم، اما می‌توانیم احساسات‌مان را تنظیم کنیم.


رشد بدون حذف درد ممکن است؟

بله. اما نه با انکار. نه با تظاهر. و نه با مثبت‌اندیشی اجباری. رشد، نتیجه‌ی رابطه‌ی سالم با تجربه‌های انسانی است. زندگی با غم و شادی، هر دو، می‌تواند زیبا باشد.


جمع‌بندی

قرار نیست با جایگزین کردن افکار منفی با افکار مثبت، مشکلات را فراموش کنیم. قرار نیست چیزی باشیم که نیستیم. زندگی فقط شاد زیستن نیست.

در Vita Senses Therapy یاد می‌گیریم واقعیت را ببینیم، احساسات را تنظیم کنیم و با تمام تجربه‌های انسانی، زندگی کنیم.

اگر این مقاله برایت مفید بود، خوشحال می‌شوم تجربه یا نظرت را در بخش دیدگاه‌ها بنویسی و آن را با دیگران به اشتراک بگذاری. اگر دوست داری بدانی رویکرد Vita Senses Therapy چگونه برای تو می‌تواند کار کند، می‌توانی از طریق بخش «تماس» همین سایت، یک جلسه‌ی رایگان ۱۵ دقیقه‌ای برای آشنایی اولیه رزرو کنی.

 
 
 

Recent Posts

See All
غم، هم‌راهی که باید شناختنش را یاد گرفت

غم دشمن ما نیست؛ صدایی از درون است که می‌خواهد شنیده شود غم یکی از طبیعی‌ترین تجربه‌های انسانی‌ست، اما بیشتر ما یاد گرفته‌ایم از او فاصله بگیریم. به ما گفته‌اند باید «محکم» باشیم، «مثبت» فکر کنیم و اج

 
 
 

Comments


bottom of page