top of page

زندگی، با همه‌ی غم و شادی‌اش, زیباست پذیرش گذشته در درمان حسی‌محور!

مقدمه

این روزها جملاتی مثل «گذشته‌ها گذشته»، «به آینده فکر کن» یا «در لحظه زندگی کن» را زیاد می‌شنویم. این توصیه‌ها در نگاه اول ممکن است منطقی به نظر برسند، اما در عمل نه‌تنها مفید نیستند، بلکه می‌توانند باعث انکار احساسات واقعی ما و دور شدن از خود اصیل‌مان شوند.اگر تا به حال پیش آمده که یک آهنگ قدیمی یا حتی بوی یک غذای خاص، خاطره‌ای از گذشته را برایتان زنده کند، اگر مهاجرت کرده‌اید و با دلتنگی، از دست‌دادن یا طردشدن مواجه بوده‌اید، این مقاله برای شماست.


چرا انسان‌ها تلاش می‌کنند گذشته خود را فراموش کنند؟

انسان‌ها در مواجهه با تجربه‌های ناخوشایند، واکنش‌های دفاعی مختلفی نشان می‌دهند. یکی از رایج‌ترین آن‌ها، انکار و سرکوب خاطرات دردناک گذشته است.بر اساس نظریه‌های روانشناسی تحلیلی (Freud, Jung) و یافته‌های روان‌شناسی نوین، مغز انسان تلاش می‌کند در مواقع استرس‌زا از خود محافظت کند. در نتیجه، خاطراتی که با رنج، خشم، ترس یا شرم همراه هستند، به صورت ناخودآگاه به حاشیه ذهن رانده می‌شوند.

پژوهشی از دانشگاه هاروارد (2011) نشان داد که سرکوب خاطرات، به طور موقت احساسات منفی را کاهش می‌دهد، اما در درازمدت می‌تواند به بروز افسردگی، اضطراب و اختلالات روان‌تنی منجر شود.در واقع، نادیده‌گرفتن گذشته، مانند پنهان‌کردن زباله در گوشه‌ی اتاق است؛ شاید در ظاهر دیده نشود، اما بوی آن بالاخره فضا را آزار خواهد داد.


معرفی درمان حسی‌محور (Vita Senses Therapy)

درمان حسی‌محور یا Vita Senses Therapy، رویکردی است که من، هاجر اورنگ، آن را بنیان‌گذاری کرده‌ام.این روش ترکیبی‌ست از روان‌درمانی سیستمیک، تحلیل رفتار متقابل، شناخت‌درمانی (به ویژه موج سوم)، همراه با ابزارهای حسی مانند:

  • موسیقی و صداهای محیطی (مثل صدای طبیعت، کافه، خانه)

  • نوشتن و نقاشی آزاد

  • لمس اشیاء خاطره‌انگیز

  • آشپزی، آواز، نواختن پیانو

هدف این روش، کمک به انسان است تا با پذیرش گذشته و صدای بدن خود، به آرامش درونی و رهایی از انکار برسد.

گذشته را پاک نکن، بفهم و بپذیر

ما نمی‌توانیم گذشته را حذف کنیم.این کار نه ممکن است و نه سالم.بلکه باید یاد بگیریم:

  • چگونه با خاطرات تلخ زندگی کنیم

  • چطور از اشتباهات گذشته درس بگیریم

  • و چطور با خودمان در صلح باشیم

این یعنی رشد واقعی.


چهار قدم برای پذیرش گذشته از طریق درمان حسی‌محور

۱. بشنو... صدای دیروز رایک آهنگ قدیمی گوش بده. نه آن‌هایی که حالت را خوب می‌کنند، بلکه آن‌هایی که در کودکی در ماشین، یا خانه مادربزرگ شنیده‌ای.اجازه بده اشک، لبخند یا بغض بیاید. این فقط گوش دادن به موسیقی نیست؛ بلکه یک راه برای اتصال دوباره به ریشه‌هاست.ما در رویکرد خود، به آن می‌گوییم:«صدای بدن از مسیر گوش»

۲. بنویس... حتی اگر خط‌خطی باشداجازه بده احساساتت با دستت حرکت کنند.بدون فکر کردن شروع کن به نوشتن. مهم نیست زیبا باشد یا درست. مهم این است که صادق باشد.شاید بنویسی: «دلم تنگه...»شاید فقط نقاشی کنی یا بنویسی: «ازش بدم میاد...»این یعنی: تجسم احساسی روی کاغذ

۳. لمس کن... چیزی از گذشتهشیء کوچکی از گذشته‌ات را انتخاب کن:روسری مادرت، یک قاشق قدیمی، یا حتی یک تکه خاک از وطن.لمسش کن، فقط حسش کن. قضاوت نکن.این اتصال از طریق لامسه، به بدن کمک می‌کند تا احساسات پنهان‌شده را بازشناسی کند.

۴. به زبان بیاور... بدون قضاوتزمانی را مشخص کن و با یک فرد امن صحبت کن. بگو:«می‌خواهم فقط گوش بدی، راه‌حل نده.»آنچه را که سال‌ها در دل داشتی با صدای خودت بگو.این رهایی است.در رویکرد ما، این مرحله را چنین تعریف می‌کنیم:«احساسات آزاد می‌شوند، وقتی شنیده می‌شوند.»


داستانی واقعی از دل درمان

چند سال پیش، یکی از نخستین مراجعینم، دختری ۲۴ ساله بود که تازه به انگلستان مهاجرت کرده بود.درگیر رابطه‌ای ناتمام با فردی بود که او را ترک کرده بود.گرچه رابطه تمام شده بود، اما هنوز به او پیام می‌داد، در دلش امیدی برای بازگشت داشت.در صدا و نگاهش، انکار دیده می‌شد. می‌خواست فراموش کند. می‌خواست قوی باشد.اما ذهنش پر از سؤال و احساسات حل‌نشده بود.

در آن زمان، من هنوز رویکرد Vita Senses Therapy را کامل تدوین نکرده بودم.اما در یک جلسه، با الهام از حس درونی‌ام، از او خواستم همین تمرین‌ها را انجام دهد.چند ماه بعد، با من تماس گرفت و گفت:«تونستم کمی با خودم کنار بیام... دیگه دنبال فرار نیستم.»

نتیجه‌گیری نهایی

ما نمی‌توانیم زندگی را فقط با شادی معنا کنیم، همان‌طور که نمی‌توانیم غم را حذف کنیم.زندگی ترکیبی از هر دوی آن‌هاست.سرپوش گذاشتن بر حقیقت، راه‌حل نیست.انکار گذشته، رهایی نمی‌آورد.اما اگر گذشته را ببینی، بفهمی و با احترام بپذیری، آن‌گاه گذشته هم اجازه خواهد داد که جلو بروی.

اگر این مقاله برایت مفید بود، آن را با دوستانت به اشتراک بگذار.

 
 
 

Comments


bottom of page