شروع سال جدید بدون فشارنوشتن با بوی قهوه؛ چگونه نوشتن حسی میتواند راهی بهسوی خودآگاهی باز کند؟
- Hajar OWRANG

- Jan 14
- 4 min read

سال جدید شروع شده،اما تو هنوز خستهای…و این خستگی فقط جسمی نیست.
برای خیلی از ما، مخصوصاً بعد از تعطیلات کریسمس و آغاز سال نو میلادی،این جمله آشناست.
قرار بود شروع تازهای باشد،اما چیزی در درونمان سنگین است.
نه شبیه خستگی بعد از کار زیاد.نه شبیه بیحوصلگی معمول.
بیشتر شبیه فشاری نامرئی است که از همان روزهای اول سال روی شانهها مینشیند.
صدایی که مدام تکرار میشود:باید لیست هدفهایت را بنویسی.باید برنامه داشته باشی.باید امسال متفاوت باشی.
و همین «باید»ها،قبل از آنکه حتی اولین صفحهی دفتر باز شود،انرژی را از بدن میگیرند.
این مقاله برای چه کسانی نوشته شده است؟
این مقاله برای زنانی نوشته شده که مهاجرت کردهاند.
زنانی که شاغلاند، چند نقش را همزمان زندگی میکنند و اغلب احساس میکنند اگر «درست و بهموقع» شروع نکنند، آرامش ندارند.
برای مادرانی که بعد از تعطیلات،درگیر آمادهکردن فرزندان برای شروع دوبارهی مدرسه،زبان جدید، محیط جدید و فشارهای تطبیق هستند.
برای خانوادههایی که تازه به کشور دیگری مهاجرت کردهاندو استرس والدین، ناخواسته به کودکان منتقل میشود.
و برای زنانی که در زندگی روزمره با اضطراب، فرسودگی، فشار روانی و توقعهای درونی زیاد زندگی میکنند،اما هنوز از خودشان میپرسند:«چرا با وجود همهی این تلاشها، اینقدر خستهام؟»
وقتی سال جدید با فشار شروع میشود
سالهاست که شروع سال نو با یک پیام مشترک همراه است:برنامهریزی کن.هدفت را مشخص کن.نسخهی بهترِ خودت را بساز.
اما چیزی که کمتر دربارهاش صحبت میشود،این است که بدن و روان ما همیشه همزمان با تقویم جلو نمیروند.
مخصوصاً برای کسانی که مهاجرت را تجربه کردهاند.
مهاجرت فقط جابهجایی جغرافیایی نیست.یک جابهجایی عمیق روانی است.
بدن هنوز در حال سازگار شدن است،ذهن هنوز در حال ترجمهکردن دنیاست،و روان، بهدنبال حس امنیت میگردد.
در چنین شرایطی،شروع سال با فشار هدفگذاریمیتواند بهجای انگیزه،فرسودگی را عمیقتر کند.
بخش نظری: چرا نوشتن بهتنهایی همیشه کمککننده نیست؟
در بسیاری از رویکردهای رایج،نوشتن بهعنوان یک ابزار شناختی معرفی میشود.
بنویس تا ذهنت مرتب شود.بنویس تا اهدافت روشن شوند.
اما نوشتن بهتنهایی،بیشتر با ذهن کار میکندو بدن را نادیده میگیرد.
در حالی که تجربههای اضطراب، تروما، مهاجرت و فرسودگی،فقط در ذهن ذخیره نمیشوند.در بدن هم زندگی میکنند.
وقتی بدن هنوز در حالت هشدار است،نوشتن صرفاً شناختیمیتواند تبدیل به یک ابزار کنترلی شود.
ابزاری برای «درستبودن»،نه برای شنیدهشدن.
در اینجاست که نوشتن حسی معنا پیدا میکند.
نوشتن حسی یعنی چه؟
نوشتن حسی یعنی قبل از آنکه از خودت بپرسی «چه بنویسم؟»،از خودت بپرسی:الان چه چیزی را حس میکنم؟
نوشتن حسی یعنی واردکردن بدن،حواس پنجگانه،و تجربهی لحظهی حال به فرآیند نوشتن.
نه برای تولید یک متن خوب.نه برای رسیدن به هدف.بلکه برای ایجاد یک فضای امن.
جایی که اول شنیده میشوی،بعد تصمیم میگیری.
نوشتن بهعنوان فضای امن، نه ابزار کنترل
وقتی نوشتن تبدیل به فضای امن میشود،دیگر لازم نیست بدانی قرار است به کجا برسی.
نوشتن،بهجای اینکه بگوید «چه باید باشی»،شروع میکند به پرسیدن:«الان کجایی؟»
و این تغییر کوچک،تفاوت بزرگی ایجاد میکند.
در این فضا،نوشتن میتواند به خودآگاهی منجر شود،نه به فشار بیشتر.
۵ تمرین عملی نوشتن حسی
با رویکرد Vita Senses Therapy
رویکرد Vita Senses Therapyبر این اصل استوار است که بدن، حواس و روانبهصورت یکپارچه با هم کار میکنند.
در ادامه،پنج تمرین ساده و عملی آورده شدهکه میتوانی بدون فشار و بدون هدفگذاری انجامشان دهی.
۱. قبل از نوشتن، فضا را احساس کن
قبل از اینکه شروع به نوشتن کنی،چند ثانیه مکث کن.
به صندلیای که نشستهای توجه کن.به تماس پاهایت با زمین.به هوای اطرافت.
اگر فنجان قهوه یا چای کنارت است،آن را در دست بگیر.
لازم نیست ذهنت را آماده کنی.فقط بگذار بدن بفهمد که الان در یک فضای امن قرار دارد.
۲. با بو شروع کن، نه با جمله
اگر نمیدانی از کجا شروع کنی،دنبال جملهی درست نگرد.
بو را بنویس.بوی قهوه.بوی کاغذ.بوی خانه.بوی زمستان.یا حتی بوی خاطرهای نامشخص.
یک یا دو خط کافی است.
بوها مستقیم به حافظهی احساسی وصلاندو راه را برای نوشتن باز میکنند.
۳. اجازه بده دستت جلوتر از ذهنت حرکت کند
لازم نیست نوشتهات زیبا باشد.منظم باشد.یا منطقی.
حتی لازم نیست کامل باشد.
فقط بنویس،همانطور که میآید.
اگر جملهها نصفه ماندندیا یک کلمه چند بار تکرار شد،اشکالی ندارد.
در این مرحله،نوشتن بیشتر یک تخلیهی حسی استتا یک متن ادبی.
۴. وقتی سنگین شد، برگرد به حس بدنی
اگر وسط نوشتن احساس سنگینی، بغض یا فشار داشتی،ادامه نده.
موضوع را عوض کنو حس بدنت را بنویس.
مثلاً:الان شانههایم سفت شده.یانفسم کوتاه شده.
این کار کمک میکند احساس از ذهن به بدن برگرددو قابل تحملتر شود،بدون انکار و بدون سرکوب.
۵. تمرین را با یک حس امن تمام کن
نوشتن را ناگهانی رها نکن.
در پایان،دوباره به یک حس خوشایند برگرد:یک جرعه نوشیدنی.لمس میز.شنیدن یک صدای آرام.یا چند نفس عمیق.
این بخش به بدن یادآوری میکندکه میشود وارد احساس شدو سالم از آن بیرون آمد.
نوشتن حسی در تجربهی زندگی واقعی
بسیاری از زنانی که با آنها کار کردهام،در آغاز تصور میکردند مشکلشان بیبرنامگی است.
اما وقتی اجازه دادند بدن و حسها وارد نوشتن شوند،متوجه شدند آنچه نیاز دارند،نه هدف بیشتر،بلکه امنیت بیشتر است.
برای برخی،همین چند دقیقه نوشتن حسی،تنش را از بدن کم کردهو تصمیمگیری را شفافتر کرده است.
برای برخی دیگر،نوشتن حسی اولین جایی بودهکه بدون قضاوت شنیده شدهاند.
جمعبندی: شروع سال جدید با مهربانی
سال جدید با بایدها و نبایدها شروع نمیشود.
مهمترین چیز برای شروع سال نو،مهربانبودن با خودت است.
دوستداشتن خودت،نه بعد از رسیدن به هدفها،بلکه همینجا،در همین خستگی.
وقتی فشار «باید»ها کمتر میشود،مسیر سال جدید واقعیتر میشود.قابل زندگیتر.و انسانیتر.
اگر این مقاله برایت مفید بود، میتوانی آن را با کسی به اشتراک بگذاریکه شاید به این مکث نیاز دارد.
اگر دوست داری،در بخش نظرات بنویس کدام بخش بیشتر با تو ارتباط گرفت.
و اگر میخواهی بدانی رویکرد Vita Senses Therapyچطور بهصورت عملی کار میکند،میتوانی از طریق لینک زیریک جلسهی رایگان ۱۵ دقیقهای رزرو کنی: Click
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
متن قانونی دربارهٔ حقوق نویسنده و استفادهٔ علمی از مقالات
تمامی مقالات این وبسایت به طور کامل و اختصاصی توسط روانشناس هاجر اورنگ نوشته شدهاند و هیچ بخشی از منابع خارجی اقتباس یا کپی نشده است.
دانشجویان، روانشناسان، و متخصصان حوزهٔ سلامت روان میتوانند از این مقالات برای پژوهشهای علمی (مانند پایاننامه کارشناسی، ارشد یا دکترا)، مقالات پژوهشی یا محتواهای آموزشی استفاده کنند، فقط به شرط رعایت موارد زیر:
نام نویسنده باید بهوضوح ذکر شود: روانشناس هاجر اورنگ
منبع کامل باید نوشته شود: برگرفته از وبسایت www.pureinsightstherapy.com
در صورتی که این موارد رعایت نشود و محتوای مقاله بدون ذکر منبع یا نویسنده بهصورت کامل یا جزئی کپی شود، این عمل سرقت علمی (پلاژیاریسم) محسوب شده و از نظر قانونی پیگیری خواهد شد.



Comments