top of page

وقتی بدن حرف می‌زند: رازهایی که ذهن در سکوت نگه می‌دارد

مقدمه

گاهی فکر می‌کنیم فقط ذهن خاطره‌ها و دردها را نگه می‌دارد. اما بدن ما هم زبان خاص خود را دارد.

تپش قلب بی‌دلیل، گرفتگی گلو یا سنگینی روی شانه‌ها همه پیام‌های بدن هستند. حتی وقتی سعی می‌کنیم چیزی را فراموش کنیم، بدن هنوز آن را نگه می‌دارد.

روش‌هایی مانند Vita Senses Therapy به ما کمک می‌کنند دوباره با بدن ارتباط برقرار کنیم و گفت‌وگویی پر از پذیرش و آرامش داشته باشیم.


بدن چگونه رازها را نگه می‌دارد؟

«حافظه بدن» یعنی تجربه‌های پرهیجان مثل ترس، غم یا شادی عمیق، در سیستم عصبی، عضلات و واکنش‌های ناخودآگاه ثبت می‌شوند.

مثال‌ها:

  • کسی که تصادف سختی را تجربه کرده، ممکن است سال‌ها بعد با شنیدن صدای ترمز قلبش تند بزند.

  • مادری که دوران سختی را پشت سر گذاشته، ممکن است در محیط شلوغ شانه‌هایش ناخودآگاه منقبض شود.

توجه به حواس پنج‌گانه (شنوایی، بویایی، لامسه، بینایی و چشایی) دریچه‌ای برای گفت‌وگو با بدن است.

راه‌حل: Vita Senses Therapy

این روش ترکیبی از روان‌درمانی، موسیقی، آشپزی، لمس، صداهای طبیعت و نوشتن است.با کمک این روش می‌توان خاطرات و هیجاناتی که در بدن گیر افتاده‌اند را آزاد کرد.


شش گام برای شنیدن صدای بدن

  1. بایست و گوش کن: به بدن گوش بده، نه ذهن.

  2. لمس کن و آرام شو: با لمس جسمی امن، پیام امنیت به مغز می‌رسد.

  3. بشنو و رها کن: موسیقی یا صدای طبیعت به بازتنظیم سیستم عصبی کمک می‌کند.

  4. بو کن و به یاد بیاور: بوهای آشنا خاطرات و احساسات را فعال می‌کنند.

  5. بچش و لذت ببر: تمرکز روی طعم‌ها ذهن را از استرس دور می‌کند.

  6. بنویس و رها کن: نوشتن احساسات، آن‌ها را به کلمات تبدیل می‌کند و رهایی ایجاد می‌کند.


این تمرین‌ها چطور به درمان کمک می‌کنند؟

  • گوش دادن به بدن کمک می‌کند تنش‌ها سریع‌تر شناسایی شوند.

  • لمس، صدا و بو مستقیم روی سیستم عصبی اثر می‌گذارند.

  • چشیدن و نوشتن ذهن را از آشوب رها می‌کند و حس‌ها را قابل‌فهم می‌سازد.

این تمرین‌ها ذهن و بدن را دوباره به یک تیم تبدیل می‌کنند و احساس کنترل و آرامش را افزایش می‌دهند.


داستان: وقتی حس‌ها راهنمای ما می‌شوند

مریم، زن مهاجر و نابینا، همیشه از آشپزخانه می‌ترسید.با پذیرش ترس و تمرکز روی حس‌ها، اعتماد به نفسش افزایش یافت. لمس یک قاشق قدیمی و گوش دادن به موسیقی او را به لحظهٔ حال بازگرداند. نوشتن احساساتش کمک کرد گذشته را بپذیرد و آینده‌ای متفاوت بسازد.

نتیجه: آشپزخانه برای او فضایی برای رشد و تجربهٔ مثبت شد، نه تهدید.


جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

احساسات ما فقط در کلمات نیستند؛ بدن داستان خودش را دارد.گوش دادن به بدن یعنی پذیرش و اجازه دادن به خود برای دوباره حس کردن و زندگی کردن.

اگر این مقاله برای شما مفید بود:

  • تجربهٔ خود را در بخش دیدگاه‌ها بنویسید.

  • این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید تا آن‌ها هم از این روش ساده و عمیق استفاده کنند.

    -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    متن قانونی دربارهٔ حقوق نویسنده و استفادهٔ علمی از مقالات

    تمامی مقالات این وب‌سایت به طور کامل و اختصاصی توسط روان‌شناس هاجر اورنگ نوشته شده‌اند و هیچ بخشی از منابع خارجی اقتباس یا کپی نشده است.

    دانشجویان، روان‌شناسان، و متخصصان حوزهٔ سلامت روان می‌توانند از این مقالات برای پژوهش‌های علمی (مانند پایان‌نامه کارشناسی، ارشد یا دکترا)، مقالات پژوهشی یا محتواهای آموزشی استفاده کنند، فقط به شرط رعایت موارد زیر:

    نام نویسنده باید به‌وضوح ذکر شود: روان‌شناس هاجر اورنگ

    منبع کامل باید نوشته شود: برگرفته از وب‌سایت www.pureinsightstherapy.com

    در صورتی که این موارد رعایت نشود و محتوای مقاله بدون ذکر منبع یا نویسنده به‌صورت کامل یا جزئی کپی شود، این عمل سرقت علمی (پلاژیاریسم) محسوب شده و از نظر قانونی پیگیری خواهد شد.

 
 
 

Comments


bottom of page