top of page

وقتی نقش‌های زندگی‌ات زیاد می‌شود، صدای درونت کم می‌شود

Updated: Jul 3, 2025

درباره‌ی فرسایش هویت در زنان چندنقشی، و راهی برای بازگشت به خود

مقدمه | تو چند نفری... و کدامشان خودِ واقعی توست؟

صبح با صدای زنگ ساعت بیدار می‌شوی،قبل از اینکه چشم باز کنی، ذهنت شروع کرده:باید صبحانه را برای بچه‌ها آماده کنم، با مدیر جلسه دارم، ایمیل درمانجو را باید جواب بدهم، خرید خانه مانده، فلان پروژه نیمه‌کاره است...

تمام روز در حال اجرا هستی:مادری، همسری، مهاجری که باید خودش را اثبات کند، روانشناسی که گوش می‌دهد، حمایت می‌کند، مدیریت می‌کند...شاید هم دوستی که بقیه از او انتظار آرامش و راه‌حل دارند.

و شب، وقتی بالاخره تنها می‌شوی،سکوتی در درونت هست که گاهی با صدایی آرام زمزمه می‌کند:"من کجام توی اینهمه نقش؟ من کی‌ام؟"

اگر این سؤال برایت آشناست، این مقاله برای توست

اگر در نقش‌های زیاد زندگی‌ات گم شده‌ای...اگر آن‌قدر گوش داده‌ای که صدای خودت را نمی‌شنوی...اگر مدت‌هاست آرزوهایت، خواسته‌هایت، حتی احساست را در اولویت آخر گذاشته‌ای...

پس اینجا، درست همین‌جا، جایی‌ست که می‌توانی دوباره شروع کنی.


چند نقش، چند ماسک، و یک توی خسته

ما زن‌ها، در طول زندگی‌مان نقش‌های زیادی را بازی می‌کنیم.نه از سر تظاهر، که از سر مسئولیت.

مادر، همسر، کارشناس، مهاجر، درمانگر، دوست، دختر...هر کدام از این نقش‌ها نیازمند بخشی از انرژی، توجه، رفتار و حتی بدن ماست.

اما چیزی که کمتر کسی درباره‌اش با ما صحبت کرده، این است که:نقش‌های زیاد، اگر آگاهانه مدیریت نشوند، به تدریج "هویت شخصی" ما را می‌فرسایند.

🔸 جایی که دیگر نمی‌دانی واقعا چه چیزی را دوست داری🔸 نمی‌فهمی این خستگی از کجاست، چون همه چیز "درست پیش می‌رود"🔸 نمی‌دانی تصمیم‌هایت بر اساس خواسته‌ی خودت است یا انتظارات دیگران🔸 حتی وقتی برای خودت زمان می‌گذاری، انگار باز هم در خدمت بقیه‌ای

و این، همان فرسایش هویت است. آرام، بی‌صدا، تدریجی… اما عمیق.


وقتی زن بودن مساوی می‌شود با «همه‌چیز بودن» برای همه

در جلسات روان‌درمانی، بارها با زن‌هایی مواجه شده‌ام که می‌گویند:

«همه‌چیز ظاهراً خوبه... ولی انگار یه چیزی کمه.»«یه جوری خسته‌م، ولی نمی‌دونم از چی...»«وقتی تنها می‌شم، نمی‌دونم باید با وقت خودم چی کار کنم.»

این‌جور خستگی‌ها، معمولاً از کار یا بچه‌داری نیست.این‌ها نشونه‌ی فرسایش لایه‌ی عمیق‌تری از وجود ماست: هویت.

چرا این اتفاق بیشتر برای زنان می‌افتد؟

چون ما از بچگی یاد گرفتیم مفید بودن، مساوی ارزشمند بودن است.یاد گرفتیم اگر به درد بقیه بخوریم، "آدم خوبی" هستیم.

و در این مسیر،هر بار که یک «نه» نگفتیم،یک خواسته‌ی شخصی را عقب انداختیم،یک احساس را سانسور کردیم،یک قدم از خودِ واقعی‌مان دور شدیم.

زن بودن، در بسیاری از فرهنگ‌ها، یعنی همیشه "در دسترس بودن برای دیگران".ولی چه کسی در دسترس خودِ زن است؟


نشانه‌های فرسایش هویت | آیا تو هم در خطر هستی؟

  • 🔸 احساس خستگی ذهنی دائمی، حتی در روزهای "آرام"

  • 🔸 فراموش‌کردن علاقه‌مندی‌ها و لذت‌های شخصی

  • 🔸 تصمیم‌گیری بر اساس اینکه "دیگران چه انتظاری دارن؟"

  • 🔸 احساس گناه در لحظات استراحت یا لذت شخصی

  • 🔸 ناتوانی در تعریف خودت، بدون اشاره به نقش‌هات

  • 🔸 بی‌حسی احساسی یا فاصله گرفتن از خودت


حالا باید چکار کرد؟ قدم اول: برگردیم به صدای خودمان

راه حل، یک شبه نیست.ولی امکان‌پذیر و واقعی‌ست.

همه‌چیز با یک تمرین ساده شروع می‌شود:شنیدن صدای درونی، بدون فیلتر نقش‌ها و بایدها.


💬 تمرین پیشنهادی:

هر شب، قبل از خواب، فقط یک سوال از خودت بپرس:

«اگه هیچ‌کس از من هیچ‌چیزی نمی‌خواست، امروز چی کار می‌کردم؟»

بنویس. بدون تحلیل، بدون قضاوت.

راهکارهایی ساده برای شنیدن دوباره‌ی صدای خود

🪞 تمرین ۱: گفت‌وگوی خاموش با خود

هر روز فقط ۱۰ دقیقه، در سکوت، با خودت بنشین.نه برای مراقبه، نه برای حل مسئله، فقط برای حضور داشتن با خود.با خودت زمزمه کن:

«الان هیچ‌کس از من چیزی نمی‌خواهد. من فقط با خودمم.»

تمرین ۲: نوشتن بدون نقش

یک صفحه سفید بردار و بنویس:

«اگر نه مادر بودم، نه همسر، نه مهاجر، نه درمانگر… فقط خودم، چه می‌خواستم؟»

بنویس، بدون سانسور. هر چیزی که از دل آمد.این نوشته‌ها کم‌کم می‌شوند آینه‌ی صدای درونی‌ات.


تمرین ۳: بازیابی علاقه‌ها

لیستی بنویس از کارهایی که زمانی دوست داشتی انجام بدهی.یکی را انتخاب کن و وارد برنامه‌ی هفتگی‌ات کن — حتی برای ۱۵ دقیقه.این، بازگشت به خود است؛ در عمل.


یک تجربه از جلسه درمان

یکی از مراجعینم، زنی مهاجر با دو فرزند و شغل تمام‌وقت، گفت:

«گاهی دلم می‌خواد فقط یه روز، هیچ‌کس منو صدا نکنه... فقط خودم باشم با خودم.»

با تمرین‌های کوتاه نوشتن و حضور در سکوت، توانست لحظاتی برای خودش بسازد.او هنوز مادر، همسر و کارمند است —ولی حالا، درون این نقش‌ها گم نمی‌شود.او خودش را می‌بیند، می‌شنود، و جدی می‌گیرد.


جمع‌بندی | تو، پیش از همه‌ی نقش‌ها، خودت هستی

نقش داشتن بد نیست.اما زمانی خطرناک می‌شود که این نقش‌ها جای ما را بگیرند.

تو، پیش از اینکه مادری، مهاجری، درمانگری یا همسری،انسانی هستی با یک صدای درونی خاص.صدایی که شایسته‌ی شنیده شدن است.و فقط خودت می‌توانی به آن صدا اجازه‌ی بازگشت بدهی.


دعوت به یک شروع آرام

اگر این مقاله چیزی را در دل تو تکان داده،و اگر احساس می‌کنی وقت آن رسیده که صدای درونت را جدی بگیری،می‌توانی همین حالا با من گفت‌وگویی آرام و رایگان داشته باشی.


📅 یک جلسه‌ی رایگان کشف (Discovery Call) در همین لینک در دسترس توست:CLICK👉 رزرو جلسه رایگان

این صدا شاید اولش ضعیف باشه... ولی هست.و کم‌کم قوی‌تر می‌شه.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

متن قانونی دربارهٔ حقوق نویسنده و استفادهٔ علمی از مقالات

تمامی مقالات این وب‌سایت به طور کامل و اختصاصی توسط روان‌شناس هاجر اورنگ نوشته شده‌اند و هیچ بخشی از منابع خارجی اقتباس یا کپی نشده است.

دانشجویان، روان‌شناسان، و متخصصان حوزهٔ سلامت روان می‌توانند از این مقالات برای پژوهش‌های علمی (مانند پایان‌نامه کارشناسی، ارشد یا دکترا)، مقالات پژوهشی یا محتواهای آموزشی استفاده کنند، فقط به شرط رعایت موارد زیر:

 نام نویسنده باید به‌وضوح ذکر شود: روان‌شناس هاجر اورنگ

 منبع کامل باید نوشته شود: برگرفته از وب‌سایت www.pureinsightstherapy.com

 در صورتی که این موارد رعایت نشود و محتوای مقاله بدون ذکر منبع یا نویسنده به‌صورت کامل یا جزئی کپی شود، این عمل سرقت علمی (پلاژیاریسم) محسوب شده و از نظر قانونی پیگیری خواهد شد.

 
 
 

Comments


bottom of page